شمس الدين محمد بن محمود آملي

486

نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )

جبله هم بر ساحل درياست طول او ع ك و عرض لديه لاذقيه شهريست بر سر كوهى كوشكهاى او بر ستونها نهاده و در شام عمارتى بلندتر و عجيب‌تر از آن نباشد طول او ع م عرض له به بعلبك شهريست مشهور بسيار نعمت و پاكيزه طول او ع مه عرض لديه . حمص شهرى خوش است و در همه شام درست‌تر از آن آب و هوا نباشد و مردم آنجا قوىتر و خوش شكل‌تر از ديگر ديار شام بود طول او ع مه و عرض لدها سلميه شهريست بر كنار بيابان و اهل او بيشتر بنى هاشم باشند طول او عاى و عرض لد . حصن الجسر دزى است بر نهر عاصم و در آنجا جامعى است بر ستون هاى رخام نهاده‌اند طول اوعاى عرض لدم . افامية شهريست بزرگ و آنجا دريائيست به دو منسوب طول عاك و عرض لدمه انطاكيه قصبهء عواصم است و در همه شام شهرى از او آبادتر و نيكوتر نيست سورى از سنك دارد و شهر بر كوه نهاده است و گردا كوه ديوار كشيده و همه كشت زارها و بستان‌ها در درون حصار بود گويند دور ديوار او دوازده روزه راه است و بر شمال او دريائيست كه آب‌هاى اطراف آنجا جمعشوند و بر انگور و ديگر ميوهاى او سقمونيا نشيند تا نشويند نتوان خوردن طول او عاكو و عرض له ل . شيزر شهريست كوچك بغايت خوش و پاك باشد و با نعمت بسيار طول او عال و عرض او لدل . كفرطاب شهريست كوچك و آنجا انجير و زيتون بسيار باشد چنان كه به همه ديار برند طول او عاله عرض لدبه . قبه المصريين شهريست كوچك و ديوارى محكم دارد و از آنجا گلاب